ارائه شده توسط: وهاب حيدري

دانشجوي سال آخر مهندسي كشاورزي – علوم دامي

پيش زمينه: براي كارايي توليد مثلي بهينه و عمر طولاني‌تر، تلسيه‌هاي گوشتي و گاو‌ها به صورت كارامد توسعه داده شده و مديريت شوند. اهميت زيادي دارد كه راهنمايي‌هاي عمومي براي توسعه و اصطلاح نژاد تليسه‌ها (CL745) و براي مديريت موفق توليد مثلي در گاو‌هاي جوان (C413) و گاوهاي بالغ (CL330) را دنبال كنيم.تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه اضافه كردن چربي‌ به جيره مي‌تواند ابزار مفيد مديريتي در بهينه كردن كارايي توليد مثلي باشد. ليپيد‌ها در دماي اتاق هم به صورت جامد (چربي) و هم به صورت مايع (روغن) وجود دارند. كلمه چربي در اين مقاله به عنوان يك واژه عمومي براي ليپيد‌ها بكار مي‌رود. توجه داشته باشيد كه اطلاعات زير در مورد اضافه كردن چربي به عنوان ابزاري براي دستيابي هر چه بيشتر به اهداف توليد مثلي است. چرا از چربي استفاده مي‌كنيم؟ صنايع شير و صنايع غذايي اولين گروه‌هاي اضافه كننده چربي به جيره‌هاي دام هستند. هدف افزايش ميزان انرژي جز براي افزايش توليد شير و گوشت بود. از اين رو توسعه راندمان توليد مثلي گاو بعضي اوقات ، گاوهاي شيري را در نظر قرار مي‌دهد. از اين لحاظ محققان در تغذيه گاو گوشتي و توليد مثل آن، اثرات افزودن چربي در راندمان توليد مثل گاوهاي گوشتي و تليسه‌ها را مطالعه مي‌‌كنند. چربي همچنين مي‌تواند يك منبع موثر در هزينه انرژي در دام باشد. به ازاي هر گرم پايه چربي 25/2 برابر غلات انرژي دارد، از اين رو توليد كنندگان نياز به تغذيه كمي‌ دارند. ( در انتهاي اين مقاله قسمت اقتصاد را ببينيد) چربي (درشكل روغن) گاهي اوقات در يونجه خشك نيز استفاده مي‌شود و براي توسعه خوشانيد بودن آن به جيره مخلوط افزوده مي‌شود كه كيفيت جيره را افزايش خواهد داد.

منابع و ملاحظات : تمام چربي به يك ميزان ايجاد نمي‌شود مثلاً چربي بالا استفاده نشده در جيره گاوها از منابع بسياري، شامل منابع گياهي (ذرات، دانه پنبه، سويا، آفتابگردان، سويا و گلرنگ ) و  حيواني (چربي و ماهي) تامين مي‌شود. چربي‌‌هاي تهيه شده از اين منابع از لحاظ شيميايي و بيولوژيك متفاوت هستند. اين چربي‌ها خواص متفاوتي دارند كه نه تنها در كارايي و استفاده بلكه در ايجاد پاسخ‌هاي حيواني نيز متفاوت هستند. روغن‌هاي گياهي كه برخي از آنها مقادير نسبتاً بالاي اسيد‌هاي چرب ضروري هستند، به نظر مي‌رسد بيشترين تاثير در راندمان توليد مثل گله‌هاي گاو و گوشتي داشته باشند. همچنين بايد توجه داشت كه محققان باور دارند كه تغذيه چربي نشخواري دو جنبه به اين چربي ‌ها نگاه كرد. يكي اينكه به سادگي از چربي‌ها براي افزايش انرژي استفاده كنيم. و ديگر اينكه چربي تغذيه باعث تغييرات خاصي در فيزيولوژي گاو بيش از افزايش انرژي در جيره مي‌شود. اين تغييرات خاص احتمالي هستند، اين به دليل تنظيم بيو شيميايي چربي‌ها است كه بر سيستم توليد مثلي حيوانات تاثير مي‌گذارد.

پاسخ‌هاي توليد و توليد مثلي: تحقيق در مورد چربي روي گاها‌ انجام گرفته است كه در اين تحقيق‌ها يك يا چيز گاو و يا به جاي آنها تليسه استفاده نشده است. چربي قبل و در زمان فصل توليد مثل و اصلاح نژاد به دام خوانده مي‌شود، و همچنين قبل و ملاحظه پس از گوساله زايي، اين پاسخ‌هاي آزمايش شده شامل اندازه گيري‌هاي مستقيم مثل وزن و نمره شرايط بدني، سن بلوغ، وزن تولد گوساله، فاصله گوساله زايي تا برگشت به محلي (فاصله پس از زايش) ، رشد غدد پستاني، توليد شير و وزن از شير گيري گوساله‌ها است. تحقيقات بيشتري نيز در رحم، تخمدان، ميزان هورمون و عملكرد مغز و اثرات بر روي جنين صورت گرفت. اگر چه كار روي افزودن چربي به جيره در برخي مواقع راندمان توليد مثل را افزايش مي‌دهد. اما بسياري اوقات اثري روي توليد مثل مشاهده شده است و گاه گاهي اثرات منفي نيز روي توليد مثل داشته است. درك اين كه چگونه چربي‌ها مي‌تواند بر توليد مثل اثر بگذارند و همچنين پيش بيني پاسخ‌ها بسيار مشكل است. به نظر مي‌رسد پاسخ حيوانات به ميزان زياد بستگي به نمره شرايط بدني (BCS و در قسمت Cl720 ببينيد) و در دسترس بودن تغذيه در جيره پايه ( مرتع با شرايط متفاوت) دارد. پيچيدگي سيستم توليد مثلي و تنظيم افزودن چربي نيز (اغلب توسط شرايط مديريتي و كيفيت علوم در تحقيقات و چه در موقعيت‌هاي معمول تغذيه اشتباه مي‌شود. به عبارت ديگر درك اينكه چه اتفاقي مي‌افتد و چگونه مي‌توان از طرح‌هاي مختلف تجهيز تغذيه به چربي استفاده كرد، دشوار است.

خلاصه تحقيق، جديداً تحقيق روي چگونگي افزودن چربي براي كسب مزاياي آن با هر كيفيتي از چربي كه بايد رانده‌ توليد مثلي را افزايش دهد انجام مي‌شود. كه اين بيش از نقش و مهم انرژي چربي است. محققان و گله‌داران در كارايي چربي در بهبود راندمان توليد مثلي خوش بين هستند. خلاصه‌اي از آزمايش‌هاي تحقيقي كه نتايج  راندمان رشد و توليد مثل تليسه‌هاي گوشتي و گاوهاي تغذيه شده با چربي را در زير خواهيد ديد. اين مثال‌ها براي توليد كنندگان كه متوجه استفاده از چربي در دامداري‌هاي معمولي هستند، ايجاد ديده مي‌‌كنند. پيش از گوساله زايي : افزودن دانه‌هاي گلرنگ به جيره تليسه‌ها به ميزان 8/7% جيره (4/4% جيره چربي) در يك روز گسترده زماني (سن 254 روزگي تا بلوغ) بر ميزان آبستني تليسه‌ها در مقايسه تليسه‌ها از شروع اصلاح نژاد و جفت‌گيري در تليسه‌هاي نر هر نورد تاثيري ديده نشد، اما در تليسه‌هاي نر لپرمونتز افزايش و در تليسه‌هاي نر ليموزين باعث كاهش شد، تغيير در سن بلوغ در پاسخ به افزودن چربي ممكن است به نژاد وابسته باشد .( Lammoglia و همكارانش ، 2000 )

ـ افزودن روغن سويا به ميزان 3% جيره به رژيم غذايي كه پايه آن علوفه بود (يونجه به علاوه روغن به صورت پاشيدن سطحي) به تليسه‌هاي قبل از بلوغ7 براي حدوداً 100 روز راندمان تغذيه را در يك آزمايش افزايش و در آزمايش ديگري در مقايسه با تليسه‌هايي كه به عنوان شاهد جيره آنها بر پايه ذرت بوده ديده شد. به علاوه در آزمايش دوم و نه در اولي، تليسه‌ها تمايل به آبستني زود هنگام در فصل جفتگيري داشتند. در اين آزمايش‌ها، افزودن روغن سويا در حد 6% راندمان تغذيه را در مقايسه با افزودن 3% روغن سويا كاهش داد. به علاوه افزودن 6% روغن تغييري در رشد يا راندمان توليد مثل در مقايسه با افزودن 3% روغن يا با جيره، شاهد ايجاد نكرد هيچ پيشرفتي در ميزان آبستني نهايي بين اين گروه‌ها ديده نشد (whitney و همكاران ، 2000) ـ تغذيه 1 پوند در روز از چربي محافظت شده (نمك كلسيم روغن خرما، 5% چربي در جيره) به تليسه‌هاي خوب رشد يافته (1036 پوندوزن) از شروع سومين  دوره آبستني تا پايان سومين محلي پس از گوساله، زمان گوساله زايي تا اولين محلي را افزايش داد. به اين دليل چربي تاثير منفي روي توليدمثل دارد. (oss و همكارانش ، 1933( افزودن دانه‌هاي گلرنگ به ميزان 5/1 پوند در روز (Lammogliu و همكارانش ، 1997) ـ افزودن دانه‌هاي سويا آفتابگردان يا گلرنگ (8/3، 1/5 ، 7/4% چربي در جيره) براي 65 روز نهايي قبل از گوساله زايي ميزان آبستني (90، 91، 94%) در تليسه‌هاي شكم اول در مقايسه با تليسه‌هاي شاهد (79%) كه رژيم با انرژي متعادل (4/2 چربي) داشتند افزايش داد. در آزمايش دوم، افزودن دانه‌هاي آفتابگردان (5/6 چربي در جيره) در 68 روز آخرش از گوساله زايي ميزان آبستني بعدي را در مقايسه با جيره كنترل 2/2% چربي، افزايش نداد. تفاوت اساسي بين دو مطالعه در دسترس بودن علوفه بود. هنگاميكه تغذيه مناسب در دسترس باشد، اثرات افزودن چربي ممكن است پوشيده شود (Bellow و همكارانش، 2001) .

پس از افزايش 1ـ تغذيه 5/0 پوند در روز چربي محافظت شده (نمك كلسيم روغن خرما، 7/4% چربي در جيره) به تلمبه‌هاي شكم اول (با BCS 5) براي 30 روز بلافاصله پس از گوساله‌زايي ميزان پروستاگلاندين سودمند پس از گوساله‌زايي را افزايش داد. اما هيچ پيش رفتي در روزهاي اول مخطي يا ميزان آبستني ديده نشد. (Filley و همكارانش، 2000).

افزودن سبوس برنج (2/5 درصد چربي در جيره) از روز اول تا 50 پس از گوساله‌زايي، ميزان گوساله‌زايي در گاوهاي بالغ در مقايسه با گاوهايي  كه جيره شاهد (7/3% چربي در جيره) دريافت كرده بودند را افزايش داد. BCS گاوها 6 تا 7 بود. (De Fries و همكاران، 1998). ـ تغذيه 8/1 پوند در روز سبوس برنج (1/5% چربي در جيره) به گاوهاي با BCS 6 در اولين روز پس از گوساله‌زايي ميزان كل بازگشت به محلي را در روز 60 پس از گوساله‌‍ايي در مقايسه با گاوهايي كه جيره شاهد با انرژي يكسان دريافت مي‌كردند را افزايش دارد. از اين رو جيره حاوي سبوس برنج بالا از الوسيد راندمان توليدمثل را كاهش مي‌دهد. (Webb و همكارانش، 2001). ـ افزودن پودر ماهي به تليسه‌هاي شكم اول به ميزان 5% ماده خشك مصرفي (حدود 1 پوند، 4% چربي در جيره) از اول 25 روز قبل از فصل جفتگيري و ادامه آن تا 90 روز فصل جفتگيري اولين ميزان گرايي تلقيح مصنوعي را در مقايسه با تليسه‌هايي كه پودر گلوتن ذرت به ميزان 7/8% ماده خشك مصرفي (7/3% چربي در جيره) افزايش داد. از اين رو ميزان آبستني كل تفاوت نكرد. (Burns و همكارانش، 2002). ـ افزودن  1 پوند پودر ماهي به جيره تليسه‌هاي شكم اول كه در مرتع چرا مي‌كنند از 25 روز قبل و ادامه دادن آن به مدت 70 روز در فصل جفتگيري اولين پذيرش سرويس يا ميزان آبستني كلي را در مقايسه با تليسه‌هايي كه به تنهايي علوفه مصرف مي‌كنند. افزايش نداد. تمام گاوها BCS و وزن يكسان با شرايط كارايي توليد مثلي خوب داشتند. (Burns و همكارانش، 2002). ـ افزودن حدود 3 پوند دانه پنبه (5/5% چربي در جيره) 30 روز قبل از فصل جفتگيري تعداد سيكل‌هاي گاو در شروع فصل جفتگيري را 18% افزايش داد.

BCS كمتر از 4 و با اين تغذيه و با اين وزن بدن و BCS كه افزايشي نداشت، احتمال ندارد، پاسخي به افزودن چربي جيره كوتاه‌مدت (كمتر از 20 روز) در دوره پس از گوساله‌زايي باشد. (Ryan و همكارانش، 1994).

خلاصه تحقيق: براساس آزمايش‌هاي تحقيقي بالا، نتايج مثبتي در استفاده چربي به ميزان 4 تا 5% كل چربي در جيره (براساس ماده خشك) بدست آمد. روغن‌ها نيز در يونجه قابل پاشيدن در سطح هستند، در حاليكه ديگر منابع چربي قابل مخلوط كردن بوده به ميزان 5/0 تا 1 پوند از ديگر افزودني‌ها را دربرمي‌گيرند (پودر سويا، براي مثال). حدود 30 تا 60 روز بنظر مي‌رسد در زمان مناسبي براي افزودن باشد كه شامل زمان‌هاي نمو تليسه، پيش از گوساله‌زايي، پس از گوساله‌زايي وايا پيتس از دوره‌هاي جفتگيري مي‌شود. گاوهاي جوان در حال رشد بنظر مي‌رسد در بيشترين پاسخ به افزودن چربي را بدهند. يك موقعيت مناسب براي افزودن چربي ممكن است زماني باشد كه چراي مراتع يا ديگر شرايط محدود است. تغذيه چربي اضافي به تليسه‌هاي خوب رشد كرده يا گاوهاي داراي شرايط خوب در هنگام چراي مناسب يا ديگر منابع مشابه ممكن است زياد سودمند نباشد. در گاوها يا تليسه‌هاي با رشد بسيار خوب و BCS > 4، پيشنهاد مي‌شود. تغذيه مرسوم براي رفع نيازهاي غذايي براي افزايش وزن و بهبود BCS استفاده شود. چربي مي‌تواند بخشي از جيره باشد، اما هدف استفاده از چربي بعنوان يك منبع انرژي است، نه به عنوان تغذيه‌اي براي افزايش توليد مثل.

تغذيه و بكارگيري راهنمايي‌ها: چربي‌ها قابليت هضم بالايي دارند. (حدود 80% قابليت هضم). از اين رو ميزان بالاي چربي در جيره پتانسيل تأثير منفي بر هضم فيبر دارد و جذب كلسيم را با تشكيل نمك‌هاي كلسيم از اسيدهاي چرب كاهش داد. و نياز به ويتامين E را افزايش مي‌دهد (NRC، گاوهاي گوشتي 1996).

بطوركلي مقدار چربي در جيره‌هايي كه غالبا براساس علوفه است نبايد بيش از 6% جيره كل براساس ماده خشك باشد. به دامداران توصيه مي‌شود تا كلسيم كافي در جيره لحاظ كنند و از ميزان ويتامين E يا افزايش احتياجات اطمينان حاصل كنند (CL381) خصوصاً هنگاميكه از روغن‌هاي غيراشباع استفاده مي‌شود. تمام دانه‌هاي گلرنگ نياز به فرآوري براي بهبود قابليت هضم دارند. محققان به توليدكنندگان توجيه مي‌كنند كه حدود 90% از پوست دانه‌ها بايد برداشته شود تا اثر كاهش دهنده روي روغن نداشته باشد. (Lammogila و همكارانش، 1999). ليپدهاي فرآوري شده در دماي اتاق هم بصورت مايع و هم جامد وجود دارند بنابراين انتقال و ذخيره چربي‌ها فرق مي‌كند. برخي چربي‌ها نياز به ذوب شدن قبل از مخلوط كردن با جيره دارند، بخصوص در محيط‌هاي مرد. حفظ رطوبت تانك ذخيره كمتر از 5/1% آب مهم است، از اين رو چربي، فاسد نمي‌شود. (Zinn و همكارانش، 1995). توليدكنندگان بايد ميزان گوسيپول در تمام پنبه دانه‌ها را چك كنند. بعلاوه تمام دانه‌هاي سويا حاوي تركيبات استروژن هستند. از اين رو هيچ اثر معكوسي روي توليد مثل در هنگام تغذيه دانه سويا به گاوها و تليسه‌هاي بالغ گزارش نشده است.

اقتصاد: توليدكنندگان دام در تكميل آناليز هزينه‌هاي چربي تغذيه به دام تشويق شدند. پيشنهادها براي ارزيابي به قرار زير است: 1ـ هزينه افزودن چربي به دانه غلات (براي مثال ذرت) براساس ارزش از لحاظ منبع انرژي را مقايسه كنيد. 2ـ به ارزش افزوده چربي براي بهبود راندمان توليدمثلي توجه داشته باشيد. 3ـ هرگونه تفاوت در حمل و نقل، ذخيره و هزينه‌هاي جابجايي افزودني‌ها را لحاظ كنيد. اگر توليدكنندگان دام به سادگي بخواهند از چربي به عنوان منبع انرژي استفاده كنند نياز به توجه به موارد زير دارند:

ـتفاوت‌هاي درصد كلي چربي (مثلاً 90% براي روغن‌ها، 11% چربي در پودر ماهي) در افزودني‌‌ها را به حساب آورند. ـارزش انرژي (TDN) و ديگر استخراجات (EG) يا چربي خام در جدول‌هاي تغذيه آمده است كه مي‌تواند براي تهيه كنندگان تغذيه در دسترس باشد. ـتوجه داشته باشيد كه چربي 25/2 برابر كربوهيدارت‌ها يا قندها انرژي توليد مي‌كند. براي مقايسه هزينه انرژي براي تغذيه با مقادير متفاوت از چربي (با ديگر مواد غذايي) ميزان دلار هزينه شده در هر پوند چربي يا هر پوند TDN را محاسبه كنيد. محاسبات مثال و مقايسه هزينه‌هاي تغذيه براساس محتواي ماده غذايي در CL309 را مقايسه كنيد. ـبسته به تغييرات ايجاد شده، نسبت چربي اضافه شده، ممكن است حاوي پروتئين بيشتر يا كمتري نسبت به جيره اصلي باشد. گاهي اوقات افزودن چربي و نه هميشه حاوي پروتئين است. غلات هميشه 12% پروتئين و پودر سويا يا حدود 47% پروتئين دارد. ـ از نسبت بالانس تغذيه خود اطمينان حاصل كنيد. هزينه جيره كل را با مقدار مناسب تنظيم كنيد. مجموع كردن منافع اقتصادي از هر گونه تغيير در راندمان توليدمثلي كاري دشوار است.

براساس اطلاعات اين مقاله، توليدكنندگان دام بايد از بهترين تشخيص‌ها براي ارزيابي هر پتانسيلي در گله‌هاي خود استفاده كنند تا از مزاياي افزودن چربي بهره‌مند شوند. مثال زير را ببيند.

مثال: يك گروه از 100 گاو جوان در وضعيت مناسب تا شرايط بدني پايين نزديك به گوساله‌ها هستند. سال بعد، و فصل چراي آن، خشكسالي پيش‌بيني مي‌شود. تا تصميم بگيريد كه از تمام دانه پنه خود (WCS) براي كمك به بهبود موفقيت توليدمثلي در گله استفاده كنيد. (خلاصه تحقيق بالا را ببنيد.) در 30 روز قبل از شروع فصل جفتگيري، تغذيه هر 100 گاو با 3 پوند WCS را شروع كرده كه به 12% افزايش در تعداد سيكل‌هاي گاوها در شروع فصل جفتگيري مي‌رسيد. در نتيجه گاوهاي بيشتري نسبت به هميشه جفتگيري مي‌كنند.

a)هزينه‌هاي تغذيه: 60)دلار هوش WCS. 3 پوند براي هر گاو * 100 گاو * 30 روز= 9000 پوند يا 5/4 تن WCS، 5/4 تن * 160 دلار هر تن = 720 دلار براي تغذيه

b)منافع تغذيه: 12% از گاوهاي شما 30 روز زودتر از معمول جفتگيري مي‌كنند. در 100 گاو، 12 گوساله 30 روز زودتر بدنيا مي‌آيند و بنابراين در از شيرگيري مسن‌تر هستند. تمام 12 گوساله 5/2 پوند در روز براي اين 30 روز اضافه، اضافه وزن داشته و به ازاي هر CWT 100 دلار به فروش مي‌رود. درآمد و سود اضافي = 12 گاو * 5/2 پوند در روز * 30 روز * 1 دلار به ازاي هر پوند = 900 دلار

c)سود بدست آمده جداي از هزينه تغذيه = 900 ـ 720 = 180 دلار

d)ديگر حساب‌ها را نيز انجام دهيد تا براي هر تغذيه كم شده (يا اضافه شده) از نسبت و جيره نهايي را حساب كنيد.